می خواهم از دردهایی برایتان بگویم که در مرکز توانبخشی حضرت علی اکبر(ع) بیرجند اتفاق می افتد ما بدون لختی تامل از کنار این واقیعتهای بیم دهنده می گذریم.
می خواهم از معولانی برایتان حرف بزنم که دلشان یک دریاست از مهدی می خواهم برایتان بگویم که وقتی به بازدید مرکز می روم از او می خواهم برایم شعر امام رضا(ع) را بخواند واژ واژ کلامش آنچنان سوزی دارد که دلت می شکند و اشک دیگر طاقت نمی آورد و سرازیر می شود . همیشه دلم برای صدای مهدی تنگ می شود وقتی برایم میخواند و آخر هم می گوید ۴ لیوان چایی بهم بده یا یه پارچ چایی
نمی دانم دلم امروز در آستانه شب های قدر هوایی شده به هر سو سرکی می کشد و حرفی می زند.
اما فقط می توانم بگویم دیدن این صحنه ها برای من یک هشدار جدی داشت که انسان به خودت غره نشو ُ دنیا نامردترین واژه ای است که حالا شندیه ام و گول پست و مقام و جاه و جلال را نخور که با سر بر زمین می خوری
مهدی ها زیادند مهم این است که تو بتوانی از دل واژه هایی که سر می دهند در عین معلولیت بهفمی که ره کجاست
((ابتدا تو را نادیده می گیرند، سپس مسخره ات می کنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت پیروزی از آن توست))
((ابتدا تو را نادیده می گیرند، سپس مسخره ات می کنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت پیروزی از آن توست))
